دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

قسمتی از متن پایان نامه :

رویکرد ترکیبی وان راجواستوئل هورست[1]:

با در نظر داشتن مطالعه های انجام شده توسط این نویسندگان ،ادبیات بازارگرایی معاصر غنی ودرعین حال تکه تکه می باشد. ازدیدگاهی مدیریتی ،پیشنهادهای متعددی که این ادبیات به شاغلین دراین حوزه به جهت پیاده‌سازی بازارگرایی ارائه می دهند ،توامان دارای قوت ها وضعف هایی می باشد .مدیرانی که به این ادبیات مراجعه می کنند تابازارگرایی شرکت شان رابهبود بخشند ،احتمالاازوجود تجویزهای چند گانه ومتفاوت دست پاچه وگیج می شوند.

یک راه برای کمک به مدیران جهت یافتن راهشان دراین ادبیات پژوهش واگرا ،انفکاک وتمییز بین واژه‌های «کجا»و«چه »و«چگونه »مربوط به پیاده سازی بازارگرایی می باشد، (Van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1281). توصیه های مدیریتی که مربوط به این می باشد که درکجا بایستی اقدامات اصلاحی انجام گیرد ،نیازمند تفسیرادبیات به صورتی می باشد تا نشان دهد که چگونه ابعاد مختلف بازارگرایی به یکدیگر مرتبط می شوند تاعملکرد یک شرکت راتعیین نمایند توصیه های مدیریتی درمورد این که چه کاری بایستی انجام گیرد ، نیازمند تفسیر ادبیات به این شکل می باشد که چه فاکتورهایی عوامل توانمند سازبازارگرایی می باشند .دراینجا سوال این می باشد که چه چیزهایی می توانند به عنوان اهرمی برای بهبود بازارگرایی اقدام کنند؟ توصیه های مدیریتی دربارهی این که چگونه برای پیاده سازی بازارگرایی بایستی اقدام نمود ،نیازمند تفسیر ادبیات درراستای بحث در ارتباط با استراتژی های اقدامات واصلاحات می باشد .دراینجا پرسش این می باشد که «فرآیند پیاده سازی بازارگرایی چگونه بایستی مدیریت گردد؟»(Van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1282).

بالین حال برسی ها نشان داده می باشد که یک مدیر ازصاحب نظرذان متفاوت ،انتظاردریافت پاسخ هایی بسیارمتفاوت به این پرسش هارا دارد.دیدگاه ها راجع به اینکه بازارگرایی چیست ،چگونه آنرا بایستی اندازه گیری کنیم وچگونه آنرا می توان پیاده سازی نمود ،از ابعاد بسیاری بایک دیگر متفاوت می باشند و تاکنون هیچ کوشش جهت داری برای یک پارچه کردن این ابعاد ،برای بهره گیری مدیران انجام نگرفته می باشد. هانت و لامب[2] (2000,p.28) با این تبیین که «پژوهش دراین حوزه ازکمبود یک تئوری زیربنایی که بتواند مکانیزمی‌توصیفی برای ارتباط مثبت بین {بازارگرایی} و عملکرد کسب وکارارائه کند،رنج می برد»، نیاز به داشتن یک رویکرد یکپارچه را مشخص نمود. بواسطه ی کارهای انجام شده اخیردر حوزه ی ارتباط بین بازارگرایی و تئوری استراتژی، پاسخگویی به مسئله ی استقراربازارگرایی ازتئوری های زیربنایی اش آغازشده می باشد، (Stoelhorst & Van Raaij, 2004).

استوئل هورستووان راج (2004) با الهام گرفتن از تئوری های مربوط به اقتصاد مدیریت وسازمان ،مدیریت استراتژیک وبازاریابی ،به دنبال پیشنهاد منطقی یکپارچه برای تبیین تفوت های عملکرد دربین شرکت های مختلف بودندچهرچوب نهایی مشتمل برمنابع متفاوتی برای تبیین تفاوت های عملکردی می باشد وهمچنین نشان می دهد که این موارد ،همه درادبیات مربوط به بازارگرایی مورد بحث وبرسی قرار گرفته اند. (مدل 2-4) (Van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1282)  ارزش اصلی این چهارچوب دراین می باشد که نشان می دهند چگونه این منابع متفاوت از افتراق عملکرد و معادل های بازارگرایی آنها ، بایکدیگر مرتبط می شوند. برای انجام چنین کاری، می توان از این چهارچوب به عنوان ابزاری مفهومی برای ساختاردهی ،استقرار و یکپارچه کردن دیدگاه های مختلف پیاده سازی بازارگرایی بهره گیری نمود.

چهارچوب ارائه شده در مدل 4-2- با اجماع ضمنی در ادبیات بازارگرایی مبنی براهمیت خلق و بهره گیری از اطلاعات مربوط به بازارها درجهت تولید ارزش برتر برای مشتری ، همراستا می باشد، (Hult, Ketchen, & Slater, 2005). این مدل بابیشترمدل هایی که درادبیات بازارگرایی ارائه شده ،متفاوت می باشد زیرا که فرآیند های کسب وکار رادرمرکز توجه بازارگرا بودن قرارمی دهد زیرا که این فرآیندهای کسب وکارهستند که ارزش واقعی را برای مشتری خلق می نمایند. به عنوان نتیجه، بازارگرایی نیز بعنوان توانایی یک شرکت برای خلق دانش درمورد ی بازارها واستفاده ازاین دانش درفرآیند های تجاری اش برای خلق ارزش برتر برای مشتری تفسیر می گردد. این دیدگاه در راستای سایر مطالعاتی می باشد که نشان می دهد که فرآیندهای مربوط به نوآوری وتوسعه محصول جدید بعنوان واسطه دررابطه ی بین بازارگرایی وعملکرد قرارمی گیرد، (Han, Kim, & Srivastava, 1998) (Langerak, Hultink, & Robben, 2004). با این حال بهره گیری ازهوشمندی بازاررامی توان به سایر فرآیندهای کسب وکارنیز توسعه ورسوخ داد. مثالهایی ازاینچنین فرآیندهایی شامل فروش ،خدمات مشتریان و دیگر ابعاد مدیریت روابط با مشتریان  و هم چنین تدارکات، کانال ‌سازی و دیگر ابعاد مدیریت زنجیره ی تامین  (van Raaij & Stoelhorst, 2008, p. 1284) می گردد. برای تصویر سازی در مورد اینکه چگونه می توان ازمدل 4-2- برای هدایت کوشش هایمان جهت پیاده سازی بازارگرایی بهره گیری کنیم ، بیلیید دوباره به تعهد وگرفتاری مدیر عامل شرکت و لورین که توسط شاپیرو 1988 توصیف شده بود ،بازگردیم . با بهره گیری از4-2- چند پرسش مهم مطرح می گردد تا او بتواند ارتباط ی بین بازارگرایی و معضلات موجود درعملکرد شرکتش راشناسایی نماید:

آیا عملکرد پایین ناشی ازعدم توانایی شرکت برای خلق ارزش افتراقی (متمایزکننده)برای مشتریان می‌باشد؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

آیا ناتوانی درخلق ارزش برای مشتری ،بافرآیند های خاصی ازکسب وکارمرتبط نیست ؟

آیا عملکرد ضعیف درفرآیند های کسب وکار،ناشی ازعدم بهره گیری ازهوشمندی بازارنیست ؟

آیا عدم بهره گیری ازهوشمندبازارمنتج ازنداشتن اطلاعات مورد نیاز،عدم توانایی درنشر این اطلاعات وعدم توانایی درعمل کردن براساس این اطلاعات نمی باشد.

مدل شماره 4-2- مدل زنجیره اقدام بازارگرایی

[1]  (Vann Raaij& Stoelhorst)

[2]   Hunt & Lamb

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش:

هدف اصلی:  شناسایی ارتباط بین سرمایه فکری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی

اهداف فرعی :

  • شناسایی ارتباط بین سرمایه انسانی و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی ارتباط بین سرمایه مشتری (ارتباط ای) و بازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی
  • شناسایی ارتباط بین سرمایه ساختاری وبازارگرایی شرکت های بیمه خصوصی